تبليغاتX
.:: وبـلاگ هواداران بهروز صـفـاريـان ::.
Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

 

Home             Archive            Email            blogfa





غصه هایت اینجاست

زیر انگشتانم

تو بگو تا به کدامین شب تار

غصه ات را بنوازم با عشق



 

* ایجاد تغییری کوچک در متن ارسالی به سایت موسیقی ما موجب شد بعضی از دوستان در ارتباط با روزهای برگزاری کنسرت فریدون آسرایی دچار اشتباه شوند! به همین علت باردیگر و اینبار در همین وبلاگ تاکید می کنم کنسرت در روزهای 15 و 24 آذر برگزار خواهد شد و احتمالا بلیط فروشی از روز دوشنبه 9 آذر ماه به صورت حضوری و اینترنتی آغاز می شود.

 

 مراکز فروش بلیط:

 

سایت پارس کنسرت (فروش اینترنتی)

- ققنوس   ۲۲۷۳۸۰۰۷ - ۲۲۷۲۸۰۰۷  

- دارینوش ۲۲۰۰۰۶۰۰- ۲۲۰۰۰۴۰۰   

 - نگین     ۸۸۰۸۴۲۷۶ - ۸۸۲۴۶۱۵۹  

- سیاه و سفید ۶۶۹۵۲۴۹۷ - ۶۶۹۷۱۶۰۳

- سرنا    ۶۶۷۲۳۶۷۵ - ۶۶۷۵۴۹۲۷

- کیمیا   ۶۶۹۵۴۱۲۱ - ۶۶۹۵۴۱۲۰

- حافظ   ۲۲۳۱۲۱۴۶ - ۲۲۳۱۸۰۶۳

 

* سرانجام و پس از انتظاری طولانی، روز پنج شنبه آلبوم «14» از علی لهراسبی منتشر شد، آلبومی متفاوت از او که قطعا برای تاثیر گذاری به زمان نیاز خواهد داشت (بار دیگر تاکید می کنم ترک ۵ را از دست ندهید):

 

 

 

"علی لهراسبی از «دریایی‌ها» به «مثلث» رسید، یعنی دوره‌ای كه به نوعی آغاز هم‌كاری او با بهروز صفاریان و حضور پر‌رنگ‌اش در تیتراژهای تلویزیونی‌ست،اتفاقی كه مهم‌ترین پله‌ى ترقی برای او بود. در شرایطی كه موسیقی به‌غیر از ماهواره و تیتراژ هیچ جایگاه تبلیغی برای معرفی آثار و هنرمندانش ندارد، علی لهراسبی با انتخاب‌های دقیق و سماجت‌اش برای اجرا نكردن هر آهنگی برای عنوان‌بندی‌های تلویزیون، توانست جایگاه محكمی در تلویزیون و مدیران سخت‌گیرش برای خودش دست و پا كند...

برای سریال «پیله‌های پرواز» بود كه وقتی او به پیشنهاد جمشید مشایخی برای اجرای آهنگی آماده شد، توسط یكی از آهنگ‌سازان مطرح روبرو شد، رودربایستی نكرد و پیشنهاد متفاوت‌تر خودش را ارایه كرد و نتیجه طوری شد كه ترانه آن سریال با نام «پیله‌های كاغذی» با شروع معروف: «اونی که مدعی بود عاشقته/ تو رو تو فاصله‌ها تنها گذاشت/ بی‌خبر رفت‌ و تو این بی‌راهه‌ها/ ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت/ آه...دل رو سوزوندی/آه...چرا نموندی» جزو پر‌مخاطب‌ترین كارها و حتی زنگ و آلارم‌ گوشی‌های موبایل شد.

علی لهراسبی بعد از آن سال‌ها و بعد از خواندن چند تیتراژ موفق كه آخرین‌اش تیتراژ سریال «دل‌نوازان» بود تصمیم گرفته آلبوم تازه‌اش را به نام «
14
» به مخاطبان‌اش عرضه كند. آلبومی كه تازه منتشر شده و در آن چهره‌های مطرحی مثل بهروز صفاریان، محسن یگانه، عبدالجبار كاكایی و... بیش‌ترین نقش را دارند و پررنگ هستند. آلبوم تازه لهراسبی به نسبت آلبوم‌های قبلی او از ریتم و بالانس بسیار بهتری برخوردار است . ضمن این‌كه او تغییراتی را در جهت مثبت در سبك و سیاق موسیقی‌اش به‌وجود آورده است.

باز هم ترانه متن سریال «دل‌نوازان» را در مهمانی‌ها، كافی شاپ‌ها،مراكز خرید و ماشین‌های عبوری و.... زیاد خواهید شنید. حتی اگر یكی‌دو هفته‌ای از پایان این سریال گذشته باشد. علی لهراسبی می‌خواهد روزهای بهتری را تجربه كند."

منبع : سایت موسیقی ما

 

 

+ نوشته شده در جمعه 6 آذر1388ساعت 14:11 توسط الناز |

 

سرخوش بودیم از نزدیک شدن به تاریخ انتشار آلبوم علی لهراسبی با مدیریت بهروز صفاریان که خبر خوش دیگری، نوید بخش روزهای خاطره انگیزی شد برای طرفداران بهروز صفاریان و البته فریدون آسرایی... کنسرت فریدون،خواننده ی خوش صدایی که "غریبه" با صدای او و هنرمندی آهنگسازی نامی و خوش ذوق ماندگار شد آنقدر اتفاق مبارکی است که مدتها انتظارش را کشیدیم، دیدن فریدون و بهروز صفاریان در کنار هم و روی استیج آنقدر هیجان انگیز هست که برای گذر از روزهای باقی مانده، بی تابی کنیم! حتم دارم این برنامه حتی اگر عوامل حرفه ایش را راضی نکند برای حاضرین در سالن، شبهایی فراموش نشدنی را رقم خواهد زد (به خصوص با سورپرایزهایی که وعده اش داده شده) ...

برای کسب اطلاعات تکمیلی از این برنامه سری به سایت موسیقی ما بزنید...

 

+ نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 12:8 توسط الناز |
 

چندی پیش در اینترنت به آهنگی برخوردم به نام "حس تازه" از "آرش عابدی". تا اینجای کار همه چیز عادی است ولی ابهام، زمانی برای من پیش آمد که با نام  آهنگساز این قطعه مواجه شدم: بهروز صفاریان!!! خیلی عجیب بود که نام بهروز صفاریان در اینسرت قطعه ای وجود داشت که هیچ صحبتی از آن نشنیده بودیم! ولی بعد از دانلود آهنگ متوجه شدم که این قطعه، همان قطعه ی مثل ماه (احساس شک کردن) است که با ورژنی جدید و خواننده ای نو! ساخته و کلیپ آن نیز از شبکه های ماهواره ای پخش شده! اینکه این کار از نظر زیبایی و حس خواننده چقدر با ورژن اصلی خود تفاوت دارد را به شنونده های آن واگذار می کنیم ولی آنچه باعث تاسف است سو استفاده از نام بزرگانی است که سالها برای به دست آوردن جایگاه فعلی خود زحمت کشیده و تلاش کرده اند و عده ای چه راحت از اسامی آن ها برای جذب مخاطب استفاده می کنند. شاید هم عوامل محترم! تلاش کرده اند با ذکر نام بهروز صفاریان، رضایت ایشان را پس از عدم کسب اجازه جهت استفاده از این قطعه، به دست آوردند!! چون بخشی که بیشترین تغییر را متحمل شده، قسمت موزیک کار است و حالا اینکه این موزیک چه زمانی توسط بهروز صفاریان در  اختیار این دوستان!! قرار گرفته نکته ایست که باید خود آن ها پاسخگوی آن باشند...

 

                   

                                                  

                          

                                        

+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 19:20 توسط الناز |
 

آلبوم « 14» رو نشنیده بهتون قول می دم بهترین قطعه (یا حداقل یکی از بهترین قطعات!) این آلبوم، «عذاب دوست داشتن » خواهد بود. علتش رو حتما یا می دونید و یا می تونید حدس بزنید!

اشتیاقم برای انتشار این آلبوم دو چندان شده. امیدوارم بیش از این به درازا نکشه...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:1 توسط الناز |
 

«همشهری جوان» مصاحبه ای را با علی لهراسبی ترتیب داده، اگرچه بخش اعظمی از صحبتها تکراری است ولی نکته ی جالب این مصاحبه، اعلام نام آلبوم جدید او است که ظاهرا بالاخره در مورد انتخاب و اعلام آن، به نتیجه رسیده اند:

 

کافی است یک ساعتی توی پیاده رو یک خیابان شلوغ راه بروید تا بالاخره از اسپیکرهای حداقل یکی از ماشین ها تیتراژ «دلنوازان» را بشنوید؛ «حال من دست خودم نیست... دیگه آروم نمی گیرم...» این روزها صدای علی لهراسبی همه جای شهر و به خصوص در ام پی تری پلیرهای جوانان خیلی شنیده می شود؛ خواننده ای که هرشب با سریال دلنوازان به خانه های ما می آید و از حس تلخ نرسیدن می خواند. او این روزها حسابی سرش شلوغ است. قطعا هم از اینکه این تیتراژ این قدر ماندگار شده خوشحال است و انرژی اش را برای انتشار آلبوم سومش گذاشته. شب ها تا دم صبح کار می کند تا توقع طرفدارهایش را بی جواب نگذارد. با او از دلنوازان، آلبومش و عاشقی حرف زدیم؛ با همان غمی که توی صدایش است. بگذریم که خودش می گوید آن قدرها هم عاشقانه غمگین نخوانده؛ «من که قطعه های ریتمیک هم خیلی دارم»!

 

فکر می کنید چرا این قدر موسیقی تیتراژ دلنوازان گرفت؟  اصلا فکرش را می کردید؟

نمی دانم. لابد خوب بوده دیگر! دلنوازان اولین سریال جدی من بود؛ برای همین همه سعی ام را کردم تا اشتباه نکنم. بیشترین زمان تولید این موسیقی، به فکر کردن گذشت. می خواستم موسیقی خالصانه باشد. تقریبا هم هشت تا گزینه داشتم که در نهایت این دو تیتراژ انتخاب شد. البته کسانی هم که با آنها در این تیتراژها کار کردم، خیلی موثر بودن. حال و هوای همگی ما شبیه هم بود. اما در مورد اینکه می پرسید فکرش را می کردم بگیرد، بگذارید رک بگویم در بین اهالی موسیقی جمله ای معروف است که می گوید هیچ کس نمی تواند تضمین کند کاری که انجام می دهد قطعا می گیرد. شما نمی توانید در موسیقی از کسی بخواهید کاری انجام دهد که فردا در ایران بترکد. در مورد دلنوازان هم همین طور است. روزی که با مهران مهام- تهیه کننده- حرف زدم، خیلی نگران بود. موسیقی خیلی خوبی می خواست من هم همه ی تلاشم را کردم و نتیجه هم خوب شد.

 

چه شد که موسیقی این کار به شما پیشنهاد شد؟

این تیتراژ، دومین کاری بود که با حسین سهیلی زاده انجام داده ام. بعد از «پیله های پرواز» مدت ها بود که من و حسین سهیلی زاده می خواستیم با هم کار کنیم که بالاخره دلنوازان کلید خورد. یک ماه قبل از شروغ ضبط کار را به من سفارش دادند و من هم این کار را به آقای عبدالجبار کاکایی سفارش دادم. او هم از ترکیب دو ترانه، آن را نوشت که در ادامه، کار با ویرایش های مختلفی همراه شد. موسیقی این تیتراژ را هم محسن یگانه نوشت. تنظیم کننده ی آن بهروز صفاریان بود و من هم آن را خواندم. تیتراژ دوم به نام «خدایا» هم بعد از 25 شب پخش شد که موسیقی اش حاصل کار فواد غفاری و مهدی خیرخواهی و ترانه اش هم از پویا بیاتی بود.

 

انگار برای پخش شب اول هم به مشکل خوردید؟

در شب اول ما به میکس قطعه نرسیدیم. بعد از آن هم اتفاق تلخی برای من افتاد چون که این آهنگ با همان کیفیت در اینترنت قابل دسترسی و دانلود شد. با تمام این اوصاف من دوست دارم که مردم میکس جدید را گوش بدهند.

          

نکته ای که در کارنامه ی شما به چشم می خورد این است که به نظر جزو خواننده های پاپی هستید که تلویزیون از شما حمایت می کند. نه؟

اجازه بدهید برای شما کامل در این مورد توضیح بدهم: سال 79 بود که من رفتم تلویزیون. دو قطعه بردم که گفتند گوش می دهیم و شما را خبر می کنیم. بعد از مدتی به من مجوز خوانندگی دادند چون فکر می کنم کارها را خیلی تمیز خوانده بودم. آن کارها در آرشیو ماند. دو ماه بعد یک نفر به من زنگ زد که بیا و برای تیتراژ سریال «کلبه سفید» بخوان. بعد یک کلیپ به من پیشنهاد شد به اسم "راز زندگی". این اتفاقات خیلی به من انگیزه داد؛ تا جایی که دیگر نخواندم و رفتم کلاس آواز محمدرضا صادقی. بعد از یک سال پرایدم را فروختم و شروع کردم به تولید آلبوم. اولین آلبومی که ضبط کردیم، «ترانه ساز» بود که دکتر چراغعلی به من زنگ زد و گفت آقای رسام صدای تو را شنیده و خوشش آمده و یعد تیتراژ سریال «دریایی ها» را که قرار بود یک نفر دیگر بخواند، خواندم.

 

                                                          

 

بعد از دریایی ها هم نوبت پیله های پرواز بود.

برای سریال پیله های پرواز آقای مشایخی تهیه کننده ی کار با من صحبت کرد. فکر می کنید ایشان کجا من را پیدا کردند؟ در برنامه ی زنده ی "مهتاب" دعوت بودم. بعد از برنامه تهیه کننده گفت که تلفن با تو کار دارد. منشی آقای مشایخی بود. گفت مدتی است که دنبال شما می گشتیم ولی کسی شماره ی شما را نداشت! آقای مشایخی با شما کار دارند. رفتیم دفتر آقای شاه محمدی. به من گفتند ما داریم سریالی می سازیم که می خواهیم تیتراژ آن را بخوانی. من صدای تو را در سریال دریایی ها خیلی دوست داشتم و هم چنین "حس غریب" را. آن موقع من تازه با بهروز صفاریان آشنا شده بودم. بهروز به عنوان ماکتی از کار "راز" را به عنوان تست پیش آقای مشایخی برد که ایشان خوششان آمد و گفت همین را تمام کنید.

 

نکته همین است که کار بعدی شما هم که خیلی گرفت، تیتراژ «عبور شیشه ای» بود.

ماجرای آن ترانه که فرق داشت. محمد قنبری به من، حامی و نیما مسیحا گفت که یک برنامه روتین شبانه دارم. در آلبومتان یک موزیک دو دقیقه ای که به درد این برنامه بخورد دارید یا نه؟ هیچ کس نیاورد. یک روز به من زنگ زد و گفت که چرا هیچ کدامتان موزیک نیاوردید؟ من چند شب دیگر برنامه ام شروع می شود. خودش هم نمی دانست که برنامه اش این قدر می گیرد. آن زمان من و بهروز صفاریان از وزارت تعاون، کاری را سفارش گرفته بودیم اما این کار را رد کردند و گفتند خیلی بد است!!! به محمد قنبری گفتم یک کار دارم که زیاد به برنامه ی شما نمی خورد؛ «بی تو بودن کار من نیست...» گفت می شود بفرستی و گوش کنیم؟ بهروز از خانه شان آژانس گرفت و کار را فرستاد. این دو نفر اصلا همدیگر را ندیده بودند. دو ساعت بعد زنگ زدند و به اتفاق رشیدپور گفتند که این خیلی خوب است. بعد هم نوبت سریال های مختلف شد. «هویت» را خواندم چون آهنگسازش شهاب اکبری بود و دوست داشت که من بخوانم. بعد سریال جواد هاشمی را انجام دادم که کلی هم نقد شد. خیلی ها می گفتند چرا خواندی. به هر حال من شاگرد جواد هاشمی بودم. این، همه ی اتفاقاتی است که برای من در تلویزیون افتاده. کجا به علی لهراسبی سریال روتین داده اند به غیر از دلنوازان که الان در حال پخش است؟ پس خیلی هم تلویزیونی نیستم.

 

بعد از دریایی ها سه سال طول کشید که «مثلث» را به بازار بدهید. حالا مدام اخبار مختلفی در مورد آلبوم جدیدتان وجود دارد اما خودش نمی آید. این آلبوم خیلی طول نکشیده؟ ما فکر می کنید ممکن است دلیلش زوج شما و بهروز صفاریان باشد که خیلی با هم وسواس روی کار دارید.

در «مثلث» من داشتم خودم را پیدا می کردم. تاخیر در انتشار مثلث، تقصیر خودم بود اما حق با شماست. جنس کار کردن با بهروز صفاریان و حساسیتی که ما داشته ایم، در تاخیر در انتشار آلبوم جدید بی تاثیر نبوده. همیشه در کار کردن با بهروز صفاریان این تاخیر طبیعی است. انتخاب کارها در این آلبوم طول کشیده. می دانید چرا؟ چون من می خواستم در این آلبوم، جهشی داشته باشم. دوست داشتم جنس موزیکم را عوض کنم. برای همین این آلبوم هیچ ربطی به مثلث ندارد. این آلبوم خیلی به روزتر است و به لحاظ کلام، خیلی نزدیک به سلیقه ی مردم است اما آلبوم بعد اگر عمری باقی باشد، یک سال بعد منتشر می شود؛ قول می دهم!!

 

پس قبول دارید که وسواستان زیادی بوده ؟

من واقعا این وسواس را یک ایراد می دانم و دنبال برطرف کردن این اشکال هستم. اعتقاد دارم که وسواس زیاد، ممکن است حتی کیفیت را پایین بیاورد اما این بار سعی کرده ام آلبومی را تهیه کنم که با آلبوم های قبلی ام فرق کند.

 

تیمی هم که در این آلبوم با آنها کار کرده اید کاملا متفاوت با آلبوم های قبلی است؟

بله، به هر حال آلبومی متفاوت تر از قبل می خواستم. در آلبوم «١٤» بهروز صفاریان مدیریت هنری کار و تنظیم بیشتر قطعات را به عهده دارد. محسن یگانه، رضا صادقی، مهدی یراحی و امیر و آرش قنادی و محمدرضا چراغعلی در آهنگسازی کمک کرده اند. البته ترانه های آلبوم هم حاصل کار چند تا از همین دوستان است. محسن یگانه، رضا صادقی، روزبه بمانی، عبدالجبار کاکایی، مونابرزویی و فوژان برقیان ترانه های خیلی خوبی برای این آلبوم کنار گذاشته اند.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 12:57 توسط الناز |